به تماشای آبهای سپید

هدیه های گران زندگی

بعضی چیزا رو آدم تا از دست نده قدرشونو نمی دونه! به نظرم سلامتی با ارزشترین هدیه ای که به آدما داده شده!  یه بار تو یه برنامه که برا بچه های سرطانی تهیه شده بود یه جمله شنیدم که تا عمق وجودم رخنه کرد. یکی از همین بچه ها می گفت: سلامتی مثل یه تاج می مونه رو سر آدمای که فقط آدمایی که اونو ازدست دادن، می تونن ببیننش. فقط وقتی  از دستش دادین، متوجه می شین که چقدر ارزش داشته! به قول مادر بزرگا قدر سلامتیتون رو بدونین. هر وقت که این درد، نرم نرم تو وجودم می پیچه، با خودم می گم سلامتی خیلی نعمت بزرگیه!

.

.

.

مادرا هم جزو همین هدیه ها هستن. تا وقتی کنارشون هستی، بی خیالی. اصلا فکر می کنی همیشگین! فقط کافیه یه هفته، یه روز، نه حتی یه ساعت ازشون دورشیم. اونوقته که.... تا قبل اینکه برم دانشگاه خیلی مادرمو اذیت میکردم. دائم بهونه گیری می کردم، بدغذا بودم، بد ادا بودم...  کلا خیلی مامانی نبودم ولی خوب یادمه! اولین باری که بعد از دو هفته از خوابگاه اومدم خونه، بعد از خوردن اون قرمه سبزی خوشمزه دلم میخواست دستای مادرمو ببوسم. از اون به بعد اذیتام خیلی کمتر شد ولی هنوزم ادامه داشت. . مثلا با اینکه از شهر دانشگاهم تا خونه دو ساعت راه بود، گاهی اوقات دو ماه به دو ماه می رفتم خونه.  تا اینکه یه روز تلخ که تو شرکت بودم خبردار شدم که مادرم سکته کرده و تو بیمارستانه. نمی تونم احساسمو بیان کنم. مثل این بود که دنیا رو رو سرم خراب کرده بودن. احساس می کردم پشتم یه دفعه خالی شده! اون موقع بود که احساس کردم مادرم بزرگترین تکیه گاهم تو زندگیه. وقتی رو تخت بیمارستان دیدمش با خودم عهد کردم که دیگه هیچ وقت ناراحتش نکنم و تا الان سعی کردم به عهدم وفا کنم. بازم به قول مادربزرگا، قدر مادراتونو بدونین. هدیه های منحصر به فردی هستن که فقط یه بار به آدما فرصت داشتنشون داده می شه. فقط یه لحظه فکرشو بکنین که هیچ کس تو دنیا وجود نداره که بدون هیچ چشمداشتی براتون هر کاری که از دستش بر می یاد انجام بده.

 

پی نوشت: مادریکی از دوستان نزدیکم سرطان دستگاه گوارش گرفته. یه ماه پیش یه معده درد کوچولو داشت و در کمتر از دو هفته معلوم شد که یه تومور بزرگ بد خیم داره. هفته پیش جراحی کرد و تمام معده و قسمتی از روده و طحالش رو برداشتن.اما دکترا می گن، رو کلیه هاشم تومور دیده شده!! تنها کاری که می تونم براش انجام بدم، دعا کردنه

   + مریم ; ٦:٥٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸
comment نظرات ()