عالم خوب هپروت!!

دیشب برا چند ساعت به هیچی فکر نکردم!

به هیچی! حتی به خودم!

نه به اون پروژه ای که منطقا ٨-٧ ماه طول می کشه و مدیرم ازطرف من قول ٣ ماه رو داده! و نه به این شرکتی که مدیر عاملش فکر می کنه از رو عکس می شه قالب ساخت!

نه به اون کارگرهای بدبختی که سر ورآورد می شینن تا یکی بیاد با یه نسیان ببردشون برای حمالی! و نه به این همکارم که با مدرک فوق لیسانس مجبوره زیر دست یه دیپلمه پارتی کلفت بی تربیت کار کنه!

نه به اون پلیسایی که سر خروجی پل فردیس نقش تابلو " احمق نباید بری تو اتوبان" رو برا ماشین سنگینا بازی می کنن! و نه به این ماشینهایی که برا عبور سریعتر از زیرگذر حاضرن تو صورت همدیگه تف کنن!

نه به اون زنها و مردهای بدبختی که سر چهار راهها سرشونو خم می کنن و صورتشون رو می چسبونن به شیشه تا تو رو مجاب کنن ازشون چیزی بخری و تو از بخار دهنشون می فهمی بیرون چقدر سرده و شیشه رو پایین نمی دی تا  سردت نشه! نه به اون دخترا و پسرهایی که تمام طول چهارراه رو دنبال ماشین تو می دون تا پول اون چند تاشاخه گلی رو که فروختن ازت بگیرن و بدن به پدرشون دود کنه بده هوا!

به هیچ کدوم فکر نکردم. حتی به این درد همیشگی که دیگه داره جزئی از من می شه! به هیچ چیز! حتی به هیچ چیز! حتی به مادرم! به خطوط روی پیشونیش که هر روزعمیقتر می شن. به حرفای تو دلش که هر روز بیشتر می شن! به هیچ چیز!

اما حیف که تموم شد! خیلی زود! امروز صبح همه چیز دوباره سرجاش بود!افسوس 

 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرا

اینجور که با جزییات توضیح دادی فکر نکنم یه لحظه هم از فکرشون بیای بیرون.

مینا

سلام . اولین باره که میام وبلاگ شما . از تو وبلاگ اسماعیل اینجا رو پیدا کردم . بابا خوش به حالت که تونستی به هیچی فکر نکنی . نمیدونم چرا وقتی میخوای فکر نکنی تمام افکار دنیا هجوم میاره طرف آدم . به هر حال زیبا نوشتی . [گل]

مینا

والا فکر خاصی نکردم . فقط جالب بود که به هیچی فکر نکردی . آخه من چند شب قبل مثلا خواستم فکر نکنم . تمام افکار دنیا (از نوع بدش ) اومد تو ذهنم . [چشمک]

گنجشک

خوش به حالت مگه بمیرم که بتونم یه دقه به چیزی فکر نکنم[تایید]

سیب خور

سلام میای به دل من سر بزنی اگه خوشت نیومد پر بزنی؟ به آپم نیگاه کنی جو ابم بدی؟ ممنون میشم

اردیبهشت

سلام . از وبلاگ مینا اومدم اینجا و نوشته هات رو خوندم . از اسم وبلاگت که اسم آلبوم علیزاده ست تا نوشته هات ، همشون ملموس و دوست داشتنی هستن مخصوصاً مسائل مربوط به شرکتتون . این پست آخری هم که دیگه خیلی عالی بود . کاش مقامات ِ ما هم برای مدت کوتاهی هم که شده ، به همینروش ، به هیچی فکر نمی کردن !

اردیبهشت

سلام . از وبلاگ مینا اومدم اینجا و نوشته هات رو خوندم . از اسم وبلاگت که اسم آلبوم علیزاده ست تا نوشته هات ، همشون ملموس و دوست داشتنی هستن مخصوصاً مسائل مربوط به شرکتتون . این پست آخری هم که دیگه خیلی عالی بود . کاش مقامات ِ ما هم برای مدت کوتاهی هم که شده ، به همین روش ، به هیچی فکر نمی کردن !

سیب خور

سلام ولی من فکر کردم شما سیبی که فوری پرسیدی چرا سیب خور و شایدم واقعا سببی و از ترس لو نمیدی!!! سیب شیرین طراوت زا را دوست دارم شما اگه سیبی چرا دیگه سیب میخای؟ بعدش من خواهش کردم آپم بخونی و جوابش بدی عزیز

سبحان

سلام [لبخند] کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم کودک گفت:مي دانستم با او نسبت داريد [گل]

دوست

عالی. منسجم، خوش ترکیب و رسا.