یه اتفاق جالب!!!

امروز صبح یه اتفاق خیلی خیلی جالب افتاد. صبح به علت سردرد یک ساعت بیشتر تو رختخواب موندم و به محض بیدار شدن به همکارم که اتفاقا خونشون ۴-٣ تا کوچه پایینتر از خونه ماست زنگ زدم که یک کاری رو برام هماهنگ کنه که  من یک ساعت دیگه می رسم . یه دفعه همکارم گفت که خوب شد یادم افتاد. از دسترسی محلی( باند کندرو) نیا. یه تریلی موقع دور زدن خراب شده و عرض خیابون رو بسته. از خونه دراومدیم و طبق توصیه همکارم از خیابون اصلی ( باند تند رو)  اومدیم و کلی ماشین دیدیم تو باند کندرو که یا داشتن دنده عقب می یومدن ویا خلاف! خلاصه ما کل بلوار رو اومدیم ولی تریلی ندیدیم که عرض خیابون رو بسته باشه!!! ماشینا هم همچنان دنده عقب و یا خلاف می یومدن!! جالب نیست؟!! یاد اون آزمایشی که رومیمونا انجام داده بودن افتادم! حتما همتون شنیدین ولی بازم داستانشو می ذارم  واسه کسانی که احتمالا نشنیدن.

.

.

.

گروهی از دانشمندان 5 میمون را در یک قفس قرار دادند و نردبانی که بالای آن موزی را قرارداده بودند، در این قفس گذاشتند.
هر مرتبه که یک میمون از نردبان بالا می رفت، دانشمندان بقیه میمون‌ها را با آب سرد خیس می کردند.
پس از مدتی هرگاه که میمونی از نردبان بالا می رفت، بقیه میمون‌ها وی را کتک می زدند.
پس از آن دیگر هیچ میمونی علیرغم میل درونی جرات بالا رفتن از نردبان را پیدا نمی کرد.

سپس دانشمندان تصمیم گرفتند که یکی از میمون‌ها راعوض  کنند. اولین کاری که میمون جدید انجام داد آن بود که از نردبان بالا رفت. بلافاصله بقیه میمون‌ها او را کتک زدند. پس از چند مرتبه تکرار این ماجرا، عضو جدید یاد گرفت که نباید از نردبان بالا برود، هر چند که دلیل آن را نمی دانست.

دومین میمون نیز تعویض شد و همین ماجرا اتفاق افتاد. میمون تعویض شده اول هم، در کتک زدن میمون دوم شرکت کرد. میمون سوم تعویض شد و ماجرای کتک زدن مجددا تکرار شد. میمون چهارم تعویض شد و ماجرای کتک زدن مجددا تکرار شد و میمون پنجم تعویض شد.

در نهایت پنج میمون در قفس بودند که هیچکدام هرگز با آب سرد خیس نشده بودند و هر بار که یک میمون برای بالا رفتن از نردبان تلاش می‌کرد او را کتک می‌زدند.

اگر امکانپذیر بود که از میمون‌ها سوال شود که چرا میمونی که از نردبان بالا می رود را کتک می زنند، قطعا جواب این می بود که «نمی‌دانم، این روشی است که همیشه انجام می‌شود!»

.
.
.
خودتون حتما حدس زدین که چه اتفاقی افتاده؟!! اون روزی که این نوشته رو راجع به میمونا خوندم، برام جالب بود ولی امروز که ازنزدیک باهاش مواجه شدم، دیگه خیلی خیلی برام جالب بود! باید بیشتر فکر کنم! شاید توقسمتهای دیگه زندگیم هم دارم همین طوری رفتار می کنم!!
/ 0 نظر / 5 بازدید