الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

دیروز بعد از مدتها  رفتم سراغ آلبومهای فرهاد... نمی دونم شاید بی ربط به حال و هوای این روزها نباشه....یکسال گذشته... شاید به نظر بیاد که فراموش شده... ولی ....نه... هرگز... گذر زمان شاید ظاهر یک اتفاق رو کمرنگ کنه ولی اثر اون اتفاق هر روز پر رنگ تر می شه. فرهاد یکی از اشعار شکسپیر رو دکلمه کرده که درست شرح حال امروز ماست:

"کیست که بتواند آتش بر کف دست نهد
و با یاد کوههای پر برف قفقاز خود را سرگرم کند
یا تیغ تیز گرسنگی را با یاد سفره های رنگارنگ کند کند
یا برهنه در برف دی ماه فروغلطد
و به آفتاب تموز بیندیشد
نه! هیچ کس
هیچ کس چنین خطری رابه چنان خاطره ای تاب نیاورد
از آنکه خیال خوبی ها درمان بدی ها نیست
بلکه صد چندان بر زشتی آنها می افزاید"

کسانی که جانمازهاشون رو با خون فرزندان ایران آب کشیدن، باید یک روز پاسخگو باشن. هیچ مملکتی با ظلم و ستمگری دوام نمی یاره. تاریخ این رو ثابت کرده... گیرم اینا باآدمها بجنگن، تاریخ روچی کار می کنن؟!!! با اونم می جنگن؟!!! کتکش می زنن؟!!! تهدیدش می کنن؟!!! خونش رو می ریزن؟!!!... نه... تاریخ بهترین شاهد این روزهاست... شاهدی که هیچ قدرتی هر چند دیکتاتور، توان مقابله با اون رونداره

  "رستنی‌ها کم نیست،
من و تو کم بودیم،
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم!

گفتنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم گفتیم،
مثل هذیان دم مرگ،
از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم.

دیدنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم دیدیم،
بی‌سبب از پاییز
جای‌ میلاد اقاقی‌ها را پرسیدیم.

چیدنی‌ها کم نیست،
من و تو کم چیدیم،
وقت گل دادن عشق روی دار قالی‌،
بی‌سبب حتا پرتاب گل سرخی‌ را ترسیدیم.

خواندنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم خواندیم،
من و تو ساده‌ترین شکل سرودن را در معبر باد
با دهانی‌ بسته وا ماندیم

من و تو کم بودیم،
من و تو اما در میدان‌ها
اینک اندازه‌ی ما می‌خوانیم!

ما به اندازه‌ی ما می‌بینیم!
ما به اندازه‌ی ما می‌چینیم!
ما به اندازه‌ی ما می‌گوییم!
ما به اندازه‌ی ما می‌روییم!

من و تو 
کم نه، که باید شب بی‌‌رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم!
من و تو
خم نه و درهم نه و کم هم نه، که می‌باید با هم باشیم!

من و تو حق داریم
در شب این جنبش نبض آدم باشیم!
من و تو حق داریم
که به اندازه‌ی ما هم شده با هم باشیم!

گفتنی‌‌ها کم نیست!"

 

 لینک دانلود "نجوا" با صدای فرهاد روی شعری از شهیار قنبری:p://www.4shared.com/get/85198359/d532dde4/najva_farhad.html;jsessionid=ABE92CA4511FE9AAF2295A8F7DCE09B5.dc210

 

/ 12 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

سلام عزیزم ... نه منظورم تو نبودی عزیــــــــــــزم[قلب] شما که رو سر ما جا داری[ماچ]

مینا

خیلی تو دلم حرفه ... دارم خفه میشم ! دلم میخواد جیغ بزنم ! ولی یه روز خوب میاد ! امیدوارم !

مینا(دست نوشته های خیال)

مریم جان شرح حال امروز ما نگفتنی ست . هر چی بگی کمه . انگار همین دیروز بود که دختر زیبایی بی گناه با چشمان باز جلوی دوربین جان داد . این چشمها فراموش نشدنیه . نگاهی که آتش میزند به قلبم . ایران آباد و ایرانی سربلند . [گل]

محمد

بعضی از چیزها جاودانه میشن . این آهنگ هم از اوناست . راستی ، به تاريخ هم ميشه تجاوز كرد ؟...

اسماعیل(از سنگ تا الماس)

همه حرفایی که این چند روزه میشنوم....همه خاطره ها....همه نگرانیها و همه درد دلها...همه و همه از یک چیز و یک جا شروع میشه....این همراهی و همدلی و همدردی مردم...برام خیلی مقدسه....خیلی.....بقض میاره تو گلوی آدم..... امید...امید.....همهشه باید امیدوار بود

بارون خانوم

گفتنی ها کم نیست... حجم حادثه های این یک سال اونقدر بزرگ بود که هرگز در چند سطر جا نمیشه... فقط باید دید این همه زیبایی رو که در یک سال همین آدمهای ساده اینجایی نقش زدند... خیلی یادآوری به جایی بود،ممنون از لینک دانلود[گل]

اسحق فتحی

مریم عزیز بسیار سپاس از حضورت شعری که در انتها نوشته بودید بسیار زیبا بود به روز رسانی و تلگری که به ذهنمان زدی عالی بود برقرار باشی با اندیشه هایی همیشه سترگ

اسحق فتحی

در مورد نوشته ای که در پیامتان رقم زدید در باره شعر من باید بگویم که، در مورد اشعار قدیمی تر این نقد را می پذیرم اما در خصوص شعر دست بوس ،خود چنین گمانی نمی برم اما به هر تقدیر از دقت نظر و نکته سنجی شما بسیار سپاسگذارم- برقرار باشید

اسحق فتحی

آه !مریم بزگوار چقدر من این شعر شاملو را دوست میدارم الان که میگویی میبینم با این تصویری هم که من برگزیده ام کاملن حق به جانب شماست که چنین برداشتی نمایید.اما در شعر شاملو نوعی فخامت در گویش و واژگان هست که در گویش من کمتر است و بیشتر به صممیت در شعر می اندیشم و البته شاید سخنم گاه از این روی به سخن شاملو میماند که به استفاده از واژگان پارسی پای میفشرم. برداشت شما شایان تقدیر است برقرار باشی رفیق