به خاطر...

با احتیاط چشمامو وا می کنم. دنبال نورم ولی چیزی پیدا نمی کنم. سریع می بندمشون تا نپره. نفسهامو آروم می کنم و سعی می کنم به تیک تیک ساعت گوش کنم.  ١٠٠١، ١٠٠٢ ،١٠٠٣...پیش بینبی نشده ها هم بالاخره یه روز اتفاق می افتن! پاهامو  می کشم بیرون. ولی بیشتر فرو می رم. بی فایده است. ١٠۶٠ ،١٠۶١ ،١٠۶٢...فاصله ها، خنده ها، سکوتها، دستنوشته های درهم وبرهم، دردهای بی پایان ٢٠٩۵،  ٢٠٩۶  ،٢٠٩٧... گذشته، حرفهای نگفته و نگاههای حیرون مونده در هوا...۴١٧۶  ،۴١٧٧ ،۴١٧٨و بغضهای پنهان مونده ،گریه های فرو خورده شده ، کسالتهای آشکارشده ...همه می ریزه تو سرم. پلکهامو بیشتر رو هم فشار می دم. فایده نداره...پریده...احساس ناراحتی می کنم... به ساعت که نگاه می کنم چیز عجیبی می بینم. ثانیه شمار کندتر از همیشه می دوه! هنوز ٢ ساعت وقت دارم.می چرخم و ضربدری رو تخت می خوابم. دوباره می شمرم...ستاره ١، ستاره ٢ و باز هم بر می گرده! کاش میتونستم بگم!...کاش می شد همه چیزهایی رو که نمی خوام با یه تهوع بیارم بیرون...کاش می شد همه چیزهایی که می خوام رو... ستاره ٩٩٩، ستاره ١٠٠٠ و بالاخره صبح... باهمون اتفاقا. آفتاب اصرار داره که پلکمو باز کنه. این بار می غلطم تا به آفتاب پشت کنم!... پریده!!...دیگه مطمئنا پریده...چشمامو  آروم باز می کنم ولی نه به خاطر آفتاب، به خاطر....نمی دونم!!... عقربه های ساعت رو نگاه می کنم. به هم پیچیدن!!! چیزی رو نشون نمی دن! سرم رو می برم زیر پتو و بازمی شمرم...یک روز دیگه، دو روز دیگه، ...سرم سنگین شده وخواب داره بی حسم می کنه.می شمرم...هشت روز دیگه، نه روز دیگه و ده روزه دیگه، دستگیره در می چرخه و تو می یای! از زیر پتو به زحمت لبخند می زنم تا خودم رو سرحال نشون بدم!

پ.ن.: هیچ اتفاقی نیفتاده. فقط دارم انتظار می کشم! همین! تلخه! سخته! حالمو به هم می زنه! ولی لازمه! لازمه! لازمه!

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گنجیشک

چرا؟چی شده مگه؟ولش کن انقد سخت نگیر عزیز مادر[بغل]

اسماعیل(از سنگ تا الماس)

انتظار همیشه هست......باید تحمل کرد..... شما هم تحمل کن....زمان رو نمیشه کوتاه یا بلند کرد...باید طی کرد

محمد

آدمی در لحظه لحظه انتظار ، تحلیل میرود . it's just matter of time . زمانش رو بايد طي كرد . چاره اي نيست ....

مینا

ایشالا زودی میرسه اون لحظه که منتظرشی ...

عرفان فکری

سلام و عرض ادب با مطلبی با عنوان "خواسته ی همسر Rob Hall (راب هال) از تیم پاکسازی اورست" آپم. سر بزنید خوشحال میشم. [لبخند]

اردیبهشت

حتماً نتیجۀ لذتبخشی در پایان وجود داره که به این سختی انتظار رو تحمل می کنی . انتظار کشیدن همیشه هم تلخ نیست و یه جور هیجان خاص داره که تن آدم رو مور مور می کنه و ضربان قلبت رو نامرتب می کنه .

birooh

یک لیوان قهوه داغ میخواهم و دنیای اینترنتیم را تنهایی میخواهم و سکوت آرامشم را ولی نمیدانم چرا قهوه دلچسب زندگیم را با قاشق نشسته ای هم زده ام..!

اسحق فتحی

در بادهای سوزان نیلوفران خاکی چشم انتظار آبند ، ای روح سبز باران برقرار باشید

محمد یادداشتهای یک کوهنورد

سلام چقدر سخته انتظار کشیدن برای عزیزی که انسان منتظر رسیدن اونه. آرزو می کنم که این لحظه ها براتون کوتاهتربشه . برفراز ها باشید.