ترس... امنیت... بیهودگی

‫به خاطر سردرد خوابیده بودم‬...  ‫از اون خوابای اجباری... خیلی احساس تنهایی می کردم‬. 
 ‫یهو صدای بابام رو شنیدم‬... صداش ‫همون لحنی رو داشت که وقتای سرحالیش باهاش از خواب بیدارمون می کرد‬... "مریم، پاشو دختر‬، ‫مادرت برگشته‬ خونه."
 ‫چشمامو آروم باز کردم‬... ‫تو خونه بچگی هام بودم. ‫ مثل همیشه نور چشمامو اذیت می کرد.  با دستام جلوی چشمام یه پارچه ِ چارخونه درشت درست کردم و کورمال کورمال خودمو تا تو حال رسوندم.
از لای سوراخای پارچه، لباسای مامانم رو دیدم که مثل همیشه به جای اینکه روی رخت آویز باشه رو زمین پهن شده . ‫اون لباس حریر سورمه اییش بود‬. همون که من خیلی دوست داشتمش. واسه اینکه مطمئن شم تو خونه است با ‫ترس داد زدم‬ " ‫مامان!!"
 ‫از تو آشپزخونه صداشو شنیدم... " ‫نترس‬، ‫من اینجام‬."
‫و تو یه لحظه امن ترین لحظه های زندگیمو دوباره تجربه کردم. امنیت ابدی... اینکه یکی هست که هوامو داره... یکی که بی دریغ مراقبمه...از حالا تا همیشه... خیلی وقت بود دیگه از اینکه تو خونه است اینقده احساس امنیت و آرامش بهم دست نداده بود‬. خیلی وقت... دیگه حتی اونقدر جوون نیست که به حمایت من نیاز نداشته باشه!

از خواب که پاشدم شماره خونه رو گرفتم. خواهرم گفت که همین الان از دکتر می یان. باید دستاشو در اولین فرصت جراحی کنه. من نمی تونم کاری واسش بکنم. احساس ِ مزخرفیه ِ احساس ِ بیهودگی!! 


پ.ن 1: بدترین احساس روحی که بعد از اومدن به اینجا برام بوجود اومده ترس از دست 
دادن مادرمه بدون اینکه واسه آخرین بار ببینمش. مثل یه کابوسه... حتی از فکرشم دیوونه می شم.
پ.ن 2: اه... اه... اه... چرا اشکام راه افتاده! اونم اینجا!!! 
/ 5 نظر / 6 بازدید
فرا

من یه زمانی فکر می‌کردم اگر برای چیزی نگران باشم اتفاق نمی‌افته... واقعا برام یه اعتقاد شده بود و به همین خاطر همه‌ش نگران بودم که اتفاقی نیفته...

دوست

...

درياي شرقي

سلام گلم اميدوارم هرچه زودتر مادر سلامتيش رو بدست بياره....مادر زيباترين كلام وبزرگترين تكيه گاه قلب آدمه حتي اگه سنش بالا باشه ويا حتي اگه بهت نياز داشته باشه كه دستاشو بگيري...خداهمه مادرها رو درپناه خودش حفظ كنه...امين

ترانه

نمیشه یک سر بری پیششون؟ اینطوری حتما احساس بهتری پیدا می کنی.

اسماعیل

باید با همه این چیزا زندگی کرد روزهایی که این فکرا توش نباشه هم مگه هست؟؟..باید باهاش کنار اومد...همین. ببینیش بهتر میشی[لبخند]