ابتذال از نوع ایرانی

بعضیا چرا اینجورین؟ واسه دیگران زندگی می کنن، نه واسه خودشون!

موقعی که می خوان راجع به حقوق و مزایاشون صحبت کنن، اغراق می کنن تا پوز بقیه رو بزنن اما همیشه تو محل کارشون به حقوقشون نق می زنن. صحبت از گرونی و تورم و این چیزا که می شه، ناله سر می کنن که ای وای کمرمون زیرباراین تورم شکست اما وقت مهمونی دادن که می شه، خودشونو خفه می کنن و از چند روز قبل در تدارکن تا انواع غذاها و اداهای اروپایی رو فراهم کنن. همه چیز رو به ابتذال می کشونن. به جای یه دست قاشق و چنگال، کل سرویس رو دور بشقاب می چینن و اونوقت تو رو زیر نظر می گیرن که کدوم چنگال رو اول بر می داری و با کدوم قاشق چی رو می خوری؟ حتما هم یه جور غذا درست می کنن که با چاقو باید خورد و اگه کسی با چنگال بخوره ... وای سوژه یه هفتشون جور می شه!

مستی هاشونم مبتذله. اونقدر می خورن تا برن بیمارستان. و ی س ک ی نباشه م ش ر  و  ب می خورن، نباشه ع ر ق سگی می خورن، نباشه الکل سفید! ولی همشون ادعاشون می شه جز برندهای معروف اونم در حد اعتدال هیچ آشغال دیگه ای نمی خورن!

روسری سرمی کنن ولی اونقدر آرایش می کنن که انگار قراره به عنوان عروس وارد سالن عروسی بشن. دلشون می خواد باحجاب باشن ولی مدرن و به روز هم باشن. رو موها و لباساشون که خیلی نمی تونن مانور بدن رو صورتشون این کارو می کنن. ادعای روشنفکریشون همه رو کشته، اونوقت سر اینکه چرا عذرا خانومینا فلان آباژور رو دارن و اونا ندارن، ساعتها با همدیگه بحث می کنن.

باباشون خیاط و نقاش ساختمون و بناست ولی کتونی مارک دار و جین  مارک دار و ... می پوشن ! انصافا ازتیپشون فکر می کنی باباشون کارخونه داره اماتو خونشون ماه به ماه میوه نمی خرن!

انصافا چرا؟ یکی می گفت:"‌آدم ایدز داشته باشه ولی کمبود نه!" فکر کنم راست میگفت. همه اینارو نوشتم فقط به خاطر اینکه امروز یکی از همین آدما، اومده بود شرکت ما. من فکر کردم باید دختر یکی از اعضای هیات مدیره باشه که اومده از شرکت باباش بازدید کنه!! ولی بعد که رفت فهمیدم همسر سابق یکی از کارگرای خط تولید بوده!! که به خاطر همین با کلاسیش سرسه ماه از شوهرش جدا شده!! امروزهم اومده بود ببینه می تونه اینجا یه کار پیدا کنه!!! آخه هرجای در پیتی دوست نداره کار کنه؟!!!

/ 3 نظر / 7 بازدید
فرا

هاها! اینا رو که گفتی باید اضافه کنم که بعد همینا پامیشن میان لس آنجلس و بیا و ببین! دخترا که رسما لنگ و پاچه رو میندازن بیرون و پسرا زیر ابرو برمیدارن بیا و ببین! اونوقت کل یه خانواده کمرشون میشکنه تا کرایه خونه تو گرونترین منطقه شهر یا قسط بنز و بی ام و که زیر پای هرکدومشونه رو بدن. حالا اگه فقط واسه خودشون بکنن که حرفی نیست، میخوان پدر خودشونو دربیارن زیر قرض و قوله، بذار دربیارن. اما میان با هزار و یک سئوال میخوان ته و توی قضیه رو دربیارن که تو چرا تو شیکاگو موندی و وای اگه بفهمن ماشین نداری!

فرا

[قهقهه][خنده]. شرمنده آبجی! قصد نداشتیم کلاس وبلاگتونو بیاریم پایین. حالا که اینطور شد هر وقت میخوام بلاگت دیدنی یه پورشه کرایه میکنم پارک میکنم این بغل که مردم حرف در نیارن!!!

اسماعیل

عجب.....این آدما که گفتین کجا هستن.....من تا حالا ندیدموشن..اصلا نسلشون داره منقرض میشه[نیشخند] این از کمبود نیست....از نبود لذت های واقعی در زندگیه..که طرف لذتش از زندگی میشه...تحریک کردن حس حسادت دیگران...و با ارضا’ کردن حس حقارت حودش...و یا زیبا تر و مدرن تر نشون دادن ظاهری که پشتش یه کله پوکه[چشمک]